جهت اطلاع همه همکاران محترم بازنشسته و شاغل
نویسنده : زیرنظر مدیریت کانون سردفتران و ذفتریاران بازنشسته - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳٩۱
 

جهت اطلاع  همه همکاران محترم بازنشسته و شاغل

 

داستان کانون سردفتران و دفتریاران بازنشسته:

کانون سردفتران و دفتریاران بازنشسته به منظور دفاع از حقوق بازنشستگان صنف تاسیس گردیده و در وزارت محترم کشور به تصویب  رسیده و پروانه لازم صادر شده و برابر مقررات تشریفات ثبت آن نیز انجام شده است.

به طوریکه در اساسنامه آن مشخص است حفظ حرمت و حقوق بازنشستگان  و جلوگیری از تعدی به دارائی و اموال این عزیزان و بهره برداری از تجربیات و معلومات  این گنجینه های گرانبها از اهداف اساسی این کانون است.

این کانون با هزینه شخصی موسس و برخی یاران همکار اداره شده و هیچ گونه کمکی تحت هیچ عنوانی از هیچ مرجعی به آن  داده نشده است.

چون بیشتر بلکه تمام حق و حقوق و مطالبات  و دارائی های بازنشستگان  در اختیار کانون سردفتران و دفتریاران ست و  باستناد اطلاعات واثق رعایت امانت در مواردی نگردیده و ریخت و پاش ها و هزینه های ناروا صورت گرفته لذا از نیمه اول سال 81 که هنوز کانون بازنشستگان  تاسیس نشده بود رئیس فعلی کانون سردفتران ودفتریاران بازنشسته به عنوان منتقدی خیرخواه مرتباً طی نامه های بسیاری اعتراضات خود را به کانون سردفتران اعلام و سازمان ثبت را در جریان قرار داده است که متاسفانه اعتراضات مزبور اثر  کلی و باز دارنده به بار نیاورده و پس از تاسیس این کانون نیز مراقبت ها و اعتراض ها ادامه یافته که داستان مفصل دارد لکن اثر بارزی از جبران گذشته و اصلاح در آینده مشاهده نگردیده و سازمان محترم ثبت هم موفق به تنبیه و تصلیح برخی  امناء سود جو نشده است .

ناچار این کانون اقدام به تقدیم شکایت به دادگستری نموده و پرونده امر به دادسرای کارکنان دولت احاله شده و در هزینه این پیگیری ها کسی به هیئت مدیره این کانون کمک نکرده است بدیهی است که کانون سردفتران و دفتریاران هم که درواقع مورد اعتراض، انتقاد و شکایت بوده  اگر کارشکنی نکند بی تردید کمکی نکرده و نخواهد کرد. این کانون تقاضای کمکی هم نکرده و مداخله ای هم در امور جاری کانون سردفتران نداشته است.

از آنجا که کانون سردفتران و دفتران بازنشسته جا و مکانی برای جلسات خود نداشت و ناچار جلسات خود را گاهی در مساجد و گاهی در دفتر نایب رئیس و گاهی دردفتر  رئیس هیئت مدیره  تشکیل می داد و این بی جا و مکانی مشکل جدی در کار بود لذا با توجه به اینکه کانون سردفتران که مرکزیت آن در دو ساختمان عظیم است ودر واقع متعلق به سردفتران   ودفتریاران بازنشسته است محققاً بازنشستگان این حق را دارند که از محلی در ساختمان های مذکور جهت گردهمایی خود استفاده کنند و سال های سال بازنشستگان محترم حتی بدون اینکه تشکلی داشته باشند از آن بهره مند بودند. لذا با توجه به این احساس حقانیت و نیاز در زمان ریاست جناب آقای امیری بر سازمان ثبت از ایشان در خواست همکاری جهت این امرشد اقدامات و پیگیری های بسیار به این نتیجه رسید که با دستور ایشان یکبار اداره کل امور اسناد دستور تحویل مکان را صادر کرد و مرتبه ای دیگر شخص ایشان با خط و امضاء خودشان لطف کرده و دستور تحویل و تحول صادر نمودند ولی هیئت مدیره کانون سردفتران در هر مورد  از اجرای دستور استنکاف نمودند. در زمان ریاست جناب آقای دکتر تویسرکانی ریاست فعلی سازمان ثبت باز مطلب را پیگیری کردیم ایشان نیز با احساس حقانیت درخواست و مفید بودن آن دستور تحویل  محل را دادند ولی باز هیئت مدیره کانون از اجرای دستور مقام مافوق خودداری کردند.

با پیگیری های مستمر بعدی نهایتاً در روز 19/10/89 جنابان آقایان میر شریفی معاون محترم امور اسناد سازمان ثبت و هاشمی مقدم مدیر کل امور اسناد جهت تحویل طبقه اول از ساختمان خیابان صحاف زاده متعلق به کانون سردفتران ،به محل مزبور آمدند و آقای آقا صفری هم به عنوان رئییس یا نایب رئیس کانون حضور یافته بود ولی هر چه مسئولین این کانون اصرار کردند  که صورتجلسه ای برای تحویل و تحول تنظیم کنند بر خلاف دستور صریح رئیس محترم سازمان صورتجلسه ای تنظیم نکردند بلکه به طور شفاهی استفاده از محل مزبور را برای این تشکل صنفی و همه بازنشستگان سردفتر و دفتریار تحت شرایط سختی اباحه فرمودند از آن زمان به بعد گهگاهی جلسه هیئت مدیره این کانون هفته ای  2 تا 3 ساعت در محل مزبور منعقد می شود و از جیب خود برای پذیرایی و حتی قند و چای هزینه می کند.

با توضیحات فوق معلوم شد این کانون دیناری بار مالی بر کانون سردفتران نداشته و ندارد  و هیچ تداخلی هم در کارهای کانون برای او متصور نیست. اساس نامه آن هم تداخل و تصرفی را پیش بینی نکرده است.

صرفاً ازجیب خود خرج می کند و برای حفظ و احیای حقوق بازنشستگان و حرمت آنان تلاش می کند ،‌شگفت انگیز اینکه در جلسه ختمی که برای مرحوم آیت الله سید محمد باقر مهدوی سردفتر 442 تهران  به هزینه خود  در محل مزبور تشکیل دادیم، اعضای هیئت مدیره کانون سردفتران شرکت نکردند و بعداً به عنوان سوء استفاه از محل جنجال ها به پا کردند و نامه ها و وبلاگ ها نشانگر آن است.

وا‍ژگون نشان دادن موضوع با جنجال آفرینی

دستهای مرموزی که حس همکاری با حامیان واقعی خود را از دست داده اند و به جای حمایت از دوستان خدمتگزار خود و دفاع از حق و دفع باطل آب به آسیاب تضییع کنندگان حقوق خود می ریزند. موضوع را در قالب مغلطه کاری و معکوس نشان دادن قضایا به وبلاگ ها و سایت ها می سپارند و خدمتگزاران خسارت پرداز خود را به باد انتقاد می گیرند.

خلاصه ی شبهاتی که القاء می کنند برای رفع سوء تفاهم با پاسخ آنها در ذیل آورده می شود :

  1. 1.    شبهه1:کانون سردفتران بازنشسته نماینده تمام سردفتران بازنشسته در کل کشور نیست.

پاسخ1: کانون مزبور نماینده اعضای خودش است و ضمن حمایتی که از اعضای خودش می کند از سایر بازنشسته ها حمایت می شود و به احدی ضرری نمی زند و منفعت آن به همه سردفتران و دفتریاران بازنشسته کل کشور می رسد.

  1. 2.    شبهه2: موسسه دیگری با عنوان مشابه با فلان شماره تاسیس شده و محتمل است که این بدعت و تشکیل اشخاص حقوقی دیگر خانواده بزرگ سردفتری را تجزیه و سرگردان و گوشه نشین نماید.

پاسخ2: تشکیل تشکل ها بدعت نیست، زیرا چیزی در شرع کم و زیاد نمی شود، منتهی باید با نیت خیر و قصد خدمت با شد نه براساس توطئه و پشتیبانی از جریانات فاسد، آیا نظر این است که هیچ تشکلی که به سود طلبی ها و خلافکاری ها معترض و منتقد باشد تشکیل نشود تا متعدیان و خلافکاران با آرامش خاطر به کار خود مشغول باشند؟!

  1. 3.    شبهه  3( که اساسی ترین شبهه است): آنچه آه از نهاد برخی وبلاگ نویسان برآورده و احساسات اصلاح طلبانه آنان را برآشفته واگذاری طبقه اول از ساختمان کانون در خیابان صحاف زاده به کانون سردفتران و دفتریاران بازنشسته است که آن را هزینه ای سنگین برای کانون سردفتران به قلم آورده اند.

پاسخ3: قبلا عرض شد که داستان واگذاری محل  چگونه بوده و نهایتاً با شبهه افکنی آقایان جمله « خسن و خسین دختران معاویه اند.»  تداعی می شود زیرا بطوریکه بیان شد اصولاً واگذاری صورت نگرفته ،‌با اینکه حداقل حق جمعی که به منظور حمایت از بازنشسته ها برخاسته اند داشتن جایی برای گردهمایی در یکی از ساختمان های کانون می باشد ، زیرا این ساختمان ها از پول این بازنشستگان تشکیل شده و برخورداری رفاهی از آن ناحق به نظر نمی رسد.

نهایت آنچه که اتفاق افتاده این است که از محلی که همه بازنشستگان ، حق استفاده دارند متصدیان این کانون هم هفته ای 2  -3 ساعت مثلاً بتوانند در آنجا گردهم نشسته و همه چیز را حتی قند و چای از جیب خود هزینه کنند. حالا ببینید این مسئله تا چه حد داد آقایان را در آورده است که « یاالله ، بگیرید – ببندید» که کانون سردفتران بازنشسته می خواهد بخشی از درآمدهای کانون را تصرف نموده  و یا بخشی از وظایف آن را به عهده بگیرد.

  1. 4.    شبهه 4:کانون بازنشستگان می خواهد وظایف کانون را تجزیه کند و هزینه ی جدیدی بر کانون تحمیل شود.

پاسخ 4: وظایفی که کانون بر عهده دارد انجام آن در صلاحیت قانونی خود اوست . کانون بازنشستگان  می خواهد که  حقوق بازنشستگان رعایت شود و بهره جویی شخصی نشود. تکرار می کنم اساسنامه این کانون را بخوانید ، بعد جنجال کنید.

  1. 5.    شبهه 5: تاسیس کانون بازنشستگان اقدام تفرقه افکنانه است.

پاسخ5: به نظر می رسد منظور آقایان این باشد که هیچ تشکلی برای حمایت از بازنشستگان شکل نگیرد و آنان مانند مرده در چنگال غسال باشند که هر طور بخواهند با آنان رفتار کنند. و برای اینکه تفرقه ای ایجاد نشود و کسی رنجیده خاطر نگردد ، هر تهدید و ظلم و زوری که فرضا اتفاق بیافتد ، تحمل کنند. مرحبا بر این احساسات پر شور و وحدت شعار! آیا می شود تضمین نمود که در همه اعصار و قرون، اعضا هیئت مدیره کانون سردفتران افراد معصوم و غیر قابل انتقادی باشد.

اگر هر اختلافی ناروا باشد بعثت همه انبیاء الهی و همه مصلحین عالم زیر سوال خواهد رفت ، زیرا در هر قیام و انتقاد و اعتراضی طبعاً اختلاف و دو دستگی و چند دستگی بوجود می آید.

خود را به نادانی زدن یا نادان بودن

تاسیس کانون سردفتران و دفتریاران بازنشسته برای وبلاگ های برخی از  جوامع محترم بسیار ناخوش آیند و حزن انگیز بوده است ، زیرا تجزیه سرمایه  سران دفاتر و تصرف من  غیر حق و بدو ن اذن صاحبان آن را شرعاً و عرفاً و منطقاً جایز ندانسته اند و در همین  تجاهل گفته اند آیا تهیه محل تجمع همکاران بازنشسته به عهده کانون است؟

 درپاسخ باید گفت: اولا باید خوشحال باشند که جمعی به  طور داوطلب و بدون چشمداشت مادی و شخصی برای دفاع از حقوق بازنشستگان تشکل یافته اند .ثانیاً شرع و عرف و منطق را مسوول کانون سردفتران و دفتریاران  بازنشسته  بهتر می شناسد زیراحدود 25 سال در کانون خدمت کرده و دیناری حقوق و پاداش و مزد  نگرفته  و حتی از خوردن  نهار و غذای آنجا  استنکاف کرده و  بر اتومبیل کانون سوار نشده و اعضاء هیئت مدیره کانون  را نیز به ردّ اموال بیت المال متعلق به سردفتران وادار کرده و از تحصیلات حوزوی و دانشگاهی و آکادمیک برخوردار است.

آقایان  وبلاگ نویسان از پیش خودشان با توهم ، موجود خیالی ساخته اند و بعد به انتقاد از ساخته خود پرداخته اند. ناچار برا ی چندمین بار تکرار می کنیم که هیچ تجزیه ای و یا مطلبه کمکی و مالی از کانون سردفتران به عمل نیامده ، تنها به عنوان حقی مسلم و به منظور حسن ارتباط برای گردهم نشینی خود خواسته اند از محل کانون استفاده کنند، آن هم کلیه هزینه ها به عهده خودشان است نه کانون سردفتران.

اما اینکه تهیه محل تجمع سردفتران بازنشسته را در  عهده کانون سردفتران نشناخته اند، لابد باید بر عهده صنف بقال و عطار و بنگاه دار باشد !!

در مجموع اصرار به اینکه بازنشستگان سردفتر و دفتریار ، کانون مستقلی نداشته باشند جز به این معناست که مرکزی برای دفاع از حقوق خود و انتقاد از ضایع کنندگان حقوقشان نداشته باشند؟وآیا ممکن است عاقلی نداند این طرز فکر از کجا سرچشمه می گیرد و چه کسانی از این فکر منتفع می شوند؟

اما در مورد اینکه آیا جناب دکتر به تبعات این امر فکر کرده اند یا اگر در زمان ریاستشان بر کانون چنین درخواستی ارائه می گردید امکان گردن نهادن به چنین درخواست غیر منطقی وجود داشت، پاسخ این است که در زمان ریاست ایشان با اینکه بازنشستگان تشکل ثبت شده ای نداشته اند در کانون محل مخصوص  در اختیارشان بود و حتی هر کدام مایل بودند حق داشتند در جلسات هیئت مدیره شرکت کنند.

نکته قابل توجه:

در اینجا باید گفت آیا  این آقایانی که  به خاطر اجازه استفاده از یک طبقه از ساختمانی متعلق به کانون برای سردفتران بازنشسته این همه احساساتی شده اند  و از اینکه اموال کانون حیف و میل شود ،این همه جامه بر خود می درند  چرا به آن همه حیف و میل های آشکار که مورد تعقیب و انکار کانون سردفتران  بازنشسته قرار گرفته معترض نشده  و نمی شوند؟  چرا در اموری که ذیلا  به برخی از آنها اشاره می شودهمراهی کرده  یا سکوت کرده اند. آیا می دانید که:

-آقایان برای سال های منقضی شده حضورشان در کانون حقوق تعیین کرده و برداشت نموده اند در صورتیکه  مفاد آئین  نامه1317 و سیره متعارفه در خدمت تبرعی هیئت مدیره  بوده   و چنانچه آقایان مطالبه ی دست مزد داشته اند لااقل در زمان خود اقدام می کردند.

- میلیاردها تومان صرف خرید املاک مخروبه یا غیر مخروبه در نقاط مختلف بدون مجوز قانونی گردیده .

- در یک استان  حدود دو میلیارد و دویست  میلیون تومان بدون کارشناسی ملک خریده  شده.

- میلیون ها تومان به کرات به عنوان حق مدیریت برداشت می گردیده و حتی یکمرتبه به یکی از اعضا به عنوان حق مدیریت مبلغ 186333333ریال پرداخت می گردد.

-میلیون ها تومان به اعضا کمیسیون های گوناگون و غیر ضروری

-پرداخت حقو ق واضافه کار به اشخاصی که به ظاهر در استخدام کانون بودند ولی در کانون کار نمی کردند .

-پرداخت هزارها یورو و دلار برای دانشجویان لیون فرانسه و هزینه های ایاب و ذهاب

- هزینه کردن میلیون ها تومان برای جلسات بی  خاصیت و پرداخت اضافه کاری های عجیب.

- میلیون ها تومان وام های بی مجوز به اشخاص و وام های چند صد میلیون ریالی بدون بهره.

-هزینه های سنگین برای اتحادیه جهانی سردفتران.

-هزینه های بسیار سنگین تعمیروبازسازی و نگهداری املاک خریداری شده وکانون قبلی و بعدی.

- خرید اتومبیل های گوناگون و متعدد برای اعضاء هیئت مدیره و مسوول مجله و خرید اتومبیل زانتیا و غیره برای برخی اعضا هیئت مدیره.

- پرداخت هزینه ها و خرید اتومبیل برای محل قصر یخ.

- حق جلسه و حق مدیریت به اعضاء علی البدل

-پرداخت هزینه ارسال بخشنامه های ثبتی

-پرداخت هایی به جوامع به عنوان هزینه تعمیر و یا عنوان های دیگراز قبیل پرداخت 80میلیون تومان به جامعه خراسان به عنوان اخذ پروانه بنا.

-ارقام سنگین هزینه برای همایش ها و سمینارها

-پرداخت چند میلیونی برای تیم فوتبال جامعه گیلان.

-قبول پرداخت هزینه شکایت جوامع از سازمان ثبت!!!{تحریک علیه سازمان متبوع}

- پرداختهای  میلیونی حق المشاوره برای رسیدگی به مواردی از قانون دفاتر

-پرداخت مبالغ چند صد میلیون ریالی جهت امور تبلیغی بدون نیاز به فاکتور

-برداشت های بیست میلیون تومانی جهت هریک از دو نفر از اعضا هیئت مدیره برای تبلیغات انتخاباتی خود.

-پرداخت های چندین میلیون تومانی به سردفترانی که با کانون همکاری و همراهی داشته اند .

-تصمیم بسیار شبهه ناک : تصویب اینکه از این پس خریدها و پرداخت های انجام شده در صورتمجلس هیئت مدیره قید نگردد.

-مبالغ سنگین بابت اسکان و پذیرایی میهمانان فرانسوی.

- هزینه کردن میلیونی برای مراسم تودیع رئیس قبلی و معارفه رئیس جدید سازمان.(31/1/81)

- مبلغ به حساب آمده برای خرید صندوق کاوه 3 برابر فاکتور

-پرداخت هزینه برای دانشگاه علمی و کاربردی از قبیل پرداخت 400 میلیون ریال در 17/3/84

- خرید و وام خودرو برای مدیر مجله کانون به کرات

- میلیون ها تومان در وجه رئیس کانون بابت تن خواه گردان مانند تنخواه گردان همایش بندر عباس.

- ارقام سنگین به عنوان خرید اثاثیه وپرده و موکت و تعمیر جوامع

- میلیون ها تومان هزینه ماموریت رئیس و همراهان به فرانسه.

- خرید تخته فرش برای تودیع.

- بلیط رفت و برگشت برای جوامع جهت معارفه رئیس سازمان.

- وام هایی به غیر سردفتر و دفتریار و بازنشسته.

- خریدهای روزانه تا صد هزار تومان بدون استعلام.

- ابطال قراردادهای سبرده های قانونی کانون و دریافت وجوه آن برای مصارف دیگر بر خلاف قانون .

-پرداخت جرائم اتومبیل های هیئت مدیره .

-پرداخت سوغات ،هدیه، سکه و کاپ و غیره در موارد عدیده.

- در آمد حاصل از به اصطلاح دانشگاه علمی و کاربردی- به جای اینکه به حساب درآمد کانون سردفتران منظور شود بین چند نفر به صورتهای مختلف از جمله به عنوان حق مدیریت و پاداش تقسیم شده است.

 آقایان همکارانی که در برابر این قبیل امور دم بر نیاورده و انتقاد و اعتراضی ندارند.چگونه  برای اینکه اعضای هیئت مدیره این کانون به هزینه خود هفته ای دو- سه ساعت در محلی از املاک متعلق به کانون(در واقع متعلق به خود) جمع شوند این همه احساسات غلیان کرده ازخودنشان می دهند ودر وبلاگ ها و سایت ها ی مختلف فریاد می کشند.

در عین حال ما این غلیان احساسات را نکوهش نمی کنیم بلکه حمل بر آن می کنیم که دوستان از قضایا و اتفاقات ناخوشایندی که به گوشه ای از آن اشاره شد مطلع نبودند و از زحمات و اقدامات ده ساله ما بی خبر مانده اند. لذا به اصل احساسات دوستان احترام می گذاریم ولی مقتضای دین ، شرف ، اخلاق، عدل ،‌انصاف ،‌پایبندی به منافع و حرمت صنف این است که اکنون با اطلاع از گوشه ای از اتفاقات رخ داده احساسات خود را به راه درست رهبری کنند و به حمایت از حرمت و حقوق و منافع واقعی صنف برخیزند و گناه کوتاهی در نظارت رااز یاد نبرند .

 در خاتمه تذکر این نکته لازم است که ما در مقام توجیه خود و پاسخگویی به این قبیل شایعات نبودیم و فهم حقایق را به وجدان های جستجوگر و فرزانگی های حقیقت بین واگذار کرده بودیم ولی تکرار این دلسوزی ها و حمایت های راه گم کرده این شک را برانگیخت که مبادا عدم اطلاع دوستان از قضایا زیانی به خود آن بزرگواران و به جامعه سردفتران در طول تاریخ وارد نمایند. لذا به عنوان یک وظیفه اقدام به این توضیحات نمودیم.

«قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله  مثنی  و فرادی ثم تتفکروا ما بصاحبکم من جنة إن هو الا نذیرلکم  بین یدی عذاب شدید»

پایان                   روابط عمومی کانون سردفتران و دفتریاران بازنشسته